بسم الله الرحمن الرحيم

آدرس وبلاگ ما منتقل شده است . شما تا 5 ثانيه ديگر به وبلاگ جديد منتقل خواهيد شد.

با تشکر

  
نویسنده : ضدمنکرات۲ ; ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸٤


عيد تلالوء گرفتن نور نبوت بر آخرين نبی مبارک باد.

امروز مبعث رسول الله است، امروز روزی است که مهر وحی و نبوت سراپای وجود محمد(صلی الله علیه و آله) را فرا گرفت. آن روز غار حرا نور باران بود و آن حفره تنگ چه می دانست که آینده جهان را خواهد ساخت. محمد(ص) ماننده همیشه برای چله نشینی سالیانه اش رفته بود که آن صدای ملکوتی را شنید: اقرا باسم ربک الذی خلق... و محمد نمی دانست که این کلمات آغاز ماموریتی طولانی برای محمد امی است.

عاشقان عیدتان مبارک باد

محمد در پناه آن کلمات نورانی شاهد تولد قرآن بود و شاهد تکمیل حجت بر انسان زمینی. کسی چه می دانست که همین کلمات آغازگر تحول شگرف در سرنوشت بشر خاکی خواهد بود ولی خدا بر ما منت نهاد و آن روز محمد(ص) بنده برگزیده اش را برانگیخت تا ما را بیدار کند و به راه و مسیر ازلیمان برگرداندمان.

محمد از عظمت کلمات و آنچه شنیده بود لرزید و لرزید. خدا با او سخن گفته بود و او را برگزیده بود. وقتی به خانه رسید همچنان می لرزید و رعشه تمام وجودش را گرفته بود. رعشه ای که با لباس و پوشش برطرف نمی شد و تمام نشد تا دوباره محمد(ص) فراخوانده شد: یا ایها المدثر قم فانذر ... ای جامه به خود پیچیده برخیز و انذار کن.

امروز همه جا نورباران است. سالروز آن اتفاق بزرگ است و باید هم چنین باشد. نقطه عطفی است مهم به اندازه خلقت آدم و بلکه مهم تر از آن. و ما جشن می گیریم به یاد آن روز و به یاد آن نعمت بزرگ که بر ما فرستاده شد و دعا می کنیم که لیاقت ان را داشته باشیم.

***

به مناسبت ایام مبارک مبعث آخرین رسول خدا(ص) و ایام مبارک اعیاد شعبانیه، به دنبال عیدی مناسبی می گشتم. تا به جی میل رسیدم.

دوستان عزیزی که تمایل به داشتن جی میل دارند می توانند در این ایام مبارک تا نیمه شعبان در همین وبلاگ پیام بگذارند و ایمیل آدرس خودشان را هم بنویسند تا در اسرع وقت برایشان دعوت نامه جی میل ارسال شود.

این روزها اثری درباره پیامبر(ص) از سامی یوسف خواننده عرب که به زبان انگلیسی و عربی خوانده شده و اسمش هم المعلم است، بارها از صدا و سیما پخش شد. کسانی که دوست دارند آن را روی سیستمشان داشته باشند می توانند آن را از این جا دانلود کنند.

***

این روزها روز جشن و عید است ولی نمی شود آن کشتار فجیع را نادیده گرفت. کشتاری که باز هم مظلومیت شیعه را هویدا کرد که شیعه همواره مظلوم بوده است. از خدای محمد(ص) به حق همین روز مبارک می خواهیم که آن عزیزان سوگواری را که دو روز پیش به شهادت رسیدند را در جوار محمد و آل محمد(ص) میهمان خان پربرکت رضوان الهی نماید و قاتلان بی رحم و تروریستشان را در اسفل درکات جحیم  منزل دهد.

باز هم این روز مبارک را خدمت همه پیروان رسول الله تبریک عرض می کنم و آرزو می کنم که همه ما از برکات و فیوضات این روز مبارک و فرخنده برخوردار باشیم ان شاء الله.

  
نویسنده : ضدمنکرات۲ ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٤


سالروز شهادت امام کاظم(ع) و ربوده شدن امام موسی صدر

امام كاظم ‏عليه السلام:

عَونُكَ لِلضَّعيفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛: كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است.

لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ؛ كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست.

امروز سالگرد شهادت امام هفتم شیعیان و سلاله پاک نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) است. به همین مناسبت روایتی از آن امام بزرگوار را از سایت نقل میکنم. به امید آنکه همه ما پیروانی راستین برای آن امام همام باشیم. ان شاء الله:

«فقیر با ایمانی به محضر امام کاظم(ع) آمد و اظهار تهیدستی کرد و درخواست صد درهم پول نمود تا با تجارت  و داد و ستد با آن بتواند تأمین معاش نماید. امام کاظم(ع) در حالی که خنده به لب داشتند خطاب به او فرمودند: یک مسأله از تو می پرسم اگر پاسخ صحیح دادی ده برابر خواسته تو را به تو خواهم داد. فقیر قبول کرد. امام پرسیدند: اگر بنا باشد در دنیا برای خود آرزویی کنی، جه آرزویی می کنی؟ فقیر گفت: آرزو می کنم برای حفظ دین و حفظ برادران دینی، قانون تقیه را رعایت کنم و حقوق برادران دینی را ادا نمایم. امام(ع) فرمودند: چرا دوستی با ما خاندان را آرزو نمی کنی؟ پاسخ داد: این صفت در من وجود دارد و از درگاه خداوند به داشتن چنین صفتی سپاسگزارم ولی از خدا می خواهم که خصال نیکی که ندارم به من عنایت کند. امام فرمودند: پاسخ نیکی دادی آنگاه دو هزار درهم به او داد و فرمود: این پول را در خرید و فروش مازو[ماده ای از درخت بلوط که برای رنگ کردن و دباغی استفاده می شده است.] به کار ببر، زیرا مازو کالای خشک است. به این وسیله امام هم مال کلانی را به فقیر بخشید و هم او را به کار و تلاش واداشت و هم او را در تجارت راهنمائی فرمود.(اقتباس از فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه نوشته محمدتقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی به نقل از انوار البهیه محدث قمی ص197 و 198)»

بعضی مواقع برخی تصادفات جالب انسان را به فکر فرو می برد. امروز علاوه بر روز شهادت امام کاظم(ع) سالروز ربوده شدن امام موسی صدر نیز هست. هر دو موسی نام دارند و هر دو از سلاله پاک نبوی هستند و هر دو نیز در زندان دشمنان اهل بیت(ع) اسارت کشیده اند. امام موسی صدر نامی درخشان در تاریخ معاصر خاورمیانه است. یکی از افتخارات ایرانیان این است که یک ایرانی توانست به عنوان رهبر شیعیان لبنان علاوه بر سامان دادن به وضع وحشتناک شیعه در لبنان، آن چنان رفتار کند که محبوب تمامی دل های مردم ستمدیده لبنان از سنی و شیعه و مسیحی و دروزی شود. امام موسی صدر تا بدان جا پیش رفت که مظهر وحدت ملی لبنان شد. او بارها جلوی درگیریهای خانمان برانداز در بین مردم لبنان را گرفت و به عنوان یک شخصیت مورد اعتماد همه درآمد. تا حدی که یاسر عرفات که آن زمان رهبر مبارزان فلسطینی بود، او را سیدی و مولای صدا می زد. زمانی که سید موسی صدر جوان به نمایندگی از طرف آیت الله العظمی بروجردی به عنوان وکیل ایشان در لبنان و رهبر شیعیان لبنانی وارد بیروت شد، شیعیان در بدترین وضع قرار داشتند. از نظر سطح اقتصادی شیعیان فقیرترین و بیچاره ترین مردم بودند و اجحاف های سنگین حکومت مسیحی و مارونی هم این وضع را تشدید کرده بود. از نظر فرهنگی شیعیان بی سوادترین و بی فرهنگترین مردم بودند. اکثر آنان از معارف اسلامی و شیعی بی خبر بودند و فقط نامی از شیعه را یدک می کشیدند. در فضای طایفه ای لبنان بیشترین ظلم و ستم نصیب شیعیان بود و همواره مورد آزار و اذیت بودند. بی سوادی وضع آنها را بدتر می کرد و به همین دلیل در پایین ترین مشاغل کار می کردند. وضع آن چنان خراب بود که اگر جوان شیعه ای می خواست رشد کند با مسیحیان وصلت می کرد و هویت شیعی خود را پنهان می نمود. بسیاری از شیعیان حتی سادات در آن زمان مسیحی شدند. آنانی هم که می خواستند مسلمان و شیعه بمانند باید در بدترین وضع زندگی می کردند. در بین شیعه کمتر چیزی به نام حجاب وجود داشت و بسیاری از زنان فاسد شیعه بودند. او آمد و برای شروع فعالیت های عمرانی و فرهنگی را آغاز کرد. برای فرزندان یتیم شیعه هنرستان فنی جبل عامل را تأسیس کرد و چندین بنیاد خیریه را پایه نهاد و با اموالی که از ثروتمندان شیعه لبنانی و عراقی و ایرانی دریافت کرد، شروع به بهبود وضع شیعیان کرد. برای انسجام شیعه مجلس اعلای شیعیان را تاسیس کرد. آن روزگار هر طایفه ای در لبنان نیروی مسلحی داشت و شیعه تنها طایفه بی دفاع بود، بنابر این امام صدر، حرکت المحرومین و امل (افواج مقاومة اللبنانیة) را به راه انداخت و جوانان شیعه را سازماندهی کرد. در همان زمان بسیاری از جوانان شیعه را برای تحصیل به نجف و قم فرستاد که بعدها پایه رشد فرهنگی شیعه شدند. او در عرض چند سال منزلت و جایگاه شیعه را به حدی معجزه آسا بالا برد و در این راه همراهانی چون دکتر چمران نیز یار او بودند. او نقش بسیار موثری در پیروزی انقلاب اسلامی داشت. او که از یاران و دوستان امام در قم و نجف بود، لبنان را جایگاه مناسبی برای فعالیت مخالفان رژیم طاغوت قرار داد و مبارزه با شاه را در لبنان ادامه داد تا جایی که سفارت ایران در بیروت ورود او را به ایران ممنوع اعلام کرد و تابعیت ایرانی او را نیز لغو کرد و فردی را فرستاد تا پاسپورت ایرانی امام صدر را از او بگیرد.

امام موسی صدر

امام صدر با عملکرد مثبتش آن چنان نفوذی پیدا کرد که آوازه او مرزهای لبنان را نیز درنوردید و به عنوان یک شخصیت مقاوم و قابل احترام در جهان عرب و اسلام درآمد. آن چنان که جمال عبدالناصر مخالف سرسخت شیعه و ایران از او دعوت می کند و با احترام با او سخن می گوید و او را متحدی قابل اعتماد در برابر اسرائیل می یابد. همین شدت محبوبیت و کاریزمای امام صدر دشمنان زیادی برای اوساخته بود و بسیار بودند کسانی که در ظاهر در جبهه امت اسلام و عرب بودند و دم از مبارزه با اسرائیل می زدند اما همسو با اسرائیل با امام صدر دشمنی می کردند. افرادی مثل ابونظال فلسطینی که چند سال پیش جنازه اش در خانه خود در بغداد پیدا شد، حضور او به عنوان یک روحانی در عرصه سیاسی لبنان را برنمی تافتند تا جایی که دفتر او را هدف موشک قرار دادند. اربابان ابونظال و کسانی که با قصد خودنمایی می خواستند رهبر امت عرب باشند نیز دشمنان بالقوه و بالفعل امام صدر بودند: مانند مردک دیوانه جاه طلب معمر قذافی (من عادت ندارم این گونه ادبیاتی را به کار ببرم ولی باور کنید با غیر این ادبیات نمی شود او را توصیف کرد) و حکومت دیکتاتوری فاسد او در لیبی از آن جمله بودند. قذافی سعی می کرد با حضور خود در عرصه سیاسی لبنان حضور رقیبش عبدالناصر را کاهش داده و کم کم خود را به عنوان مظهر مقاومت عرب و رهبر جهان عرب جا بزند، اما حضور امام صدر مانع این کار بود چرا که لیبی به دنبال ایجاد تنش و تشنج و در مقابل امام موسی صدر خواهان آرامش و صلح بین طوایف لبنان بود. بارها قذافی در سخنانش به امام صدر حمله می کرد و او را متهم به خیانت می نمود.

در اواسط سال 57 قذافی در تغییر جهتی آشکار امام صدر را به لیبی دعوت کرد و همه کارها توسط سفارت لیبی انجام شد. امام صدر که از هر فرصتی برای مفاهمه و مذاکره سود می جست، از این اقدام استقبال کرد و با حسن نیت به دعوت قذافی پاسخ مثبت داد. در اوایل شهریور امام صدر به همراه دو نفر که یکی از دستیارانش و دیگری یک روزنامه نگار لبنانی بود، به طرابلس پرواز کرد. او قصد داشت پس از لیبی به ایتالیا برود. چند روز از اقامت او و همراهانش در طرابلس می گذشت که در این روزها قذافی به قصد تحقیر اجازه ملاقات نمی داد. بالاخره اجازه ملاقات داد. امام به همراه یارانش به ملاقات قذافی رفتند و دیدار انجام شد که گویا دیدار دوستانه ای نبوده است. امام صدر هرگز از آن ملاقات بازنگشت. دو مامور سازمان امنیت لیبی به هتل محل اقامت رفتند و لوازم آنها را تحویل گرفتند. چند مامور امنیتی برای او و همراهانش بلیط گرفتند. روزی که قرار بود به سمت ایتالیا از مسیر پاریس(به صورت ترانزیت) حرکت کنند، چند نفر با لباس های امام صدر و همراهان به فرودگاه طرابلس رفتند و مهر خروج به پاسپورت ها زده شد. اما هرگز امام صدر به پاریس وارد نشد، هر چند لیبی با صحنه سازی ادعا کرد که امام صدر لیبی را ترک کرده است اما شواهد و قرائن نشان می دهد که امام صدر و همراهان هرگز از لیبی خارج نشده اند. بعدها دلایل و مدارکی کشف شد که نشان می داد امام صدر زنده است و در لیبی زندانی است. حدود ده سال پیش نوار ویدئویی برای آیت الله سید رضا صدر برادر ایشان فرستاده شد که امام صدر را با محاسن سفید در حال عبور از بین نگهبانان نشان می داد. لیبی همچنان ادعا می کند که امام صدر از لیبی خارج شده است اما همه معتقدند که هر اتفاقی که برای ایشان افتاده، در لیبی بوده است. دادگاه رم هم اخیرا رای بر این داد که امام موسی صدر در لیبی ناپدید شده است. خانواده صدر همچنان اصرار دارند که امام صدر زنده و در لیبی زندانی است. متاسفانه عملکرد دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی آن چنان که باید پیگیر سرنوشت او نبوده است و تا کنون نتیجه ای به دست نیامده است. مسئله امام موسی صدر مسئله ای ملی و اسلامی است و دست اندرکاران سیاست خارجی ایران باید تمام تلاش خود را به کار بگیرند تا نتیجه مطلوب حاصل شود. همگی امیدواریم که هر چه سریعتر سرنوشت امام صدر روشن شود و او زنده و سلامت برگردد و ملت لبنان و ایران و همه شیعیان را دلشاد نماید ان شاء الله.

  
نویسنده : ضدمنکرات۲ ; ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٤


 

امروز هشتم شهریور ماه سالگرد شهادت رئیس جمهور محبوب و مردمی محمد علی رجائی و نخست وزیر انقلابی و دانشمند شهید محمد جواد باهنر است. در چنین روزی کشمیری دبیر شورای امنیت وقت که نفوذی منافقین بود و به صورتی عجیب توانسته بود تا این سطح بالا در حاکمیت نفوذ کند، به همراه یک کیف بزرگ وارد اطاق جلسات شورای امنیت شد و در صندلی مجاور شهید رجایی که محل منشی جلسه بود نشست. چند لحظه بعد به بهانه آوردن چای از صندلی بلند شد و برای شهید رجایی چای ریخت و سپس به بهانه دیگری از اطاق خارج شد و ساختمان نخست وزیری را ترک کرد. دقایقی بعد صدای مهیبی برخاست و ساختمان پر از دود و آتش شد. در پی این انفجار رجایی رئیس جمهور؛ باهنر نخست وزیر و تعدادی دیگر از جمله تیمسار دستگردی فرمانده شهربانی به شهادت رسیدند. زمانی که خبر پیچید همه ایران در حزن و اندوهی سنگین فرو رفت. آخر رجایی از میان مردم رفته بود.

او مردی است که هرگز فراموش نمی شود و یادش از خاطره و ذهن ایرانیان پاک نخواهد شد. چون او با خدا معامله کرد و برای خدا حاضر بود همه چیز خود را بدهد، خدا نیز او را به بالاترین پاداش مفتخر کرد و او را جاودانه کرد. رجایی به معنای واقعی کلمه حزب اللهی بود. او خود را در جلسه تنفیذ مقلد امام و فرزند مردم معرفی کرد و در پایان نطقش گفت: پروردگارا مرا دریاب او ابایی نداشت که در پایان جلسه جلوی پای امام و رهبرش زانو بزند و دستانش را ببوسد. رجایی اسوه و الگویی از مدیریت انقلابی را به جای گذاشت که نماینده همه خوبی هاست. چون او برای خدا و با اخلاص کار می کرد، خداوند نیز در دوره او برکتی نهاد که هر چند کوتاه بود ولی تا همیشه پر ارزش و به یادماندنی است. طول زمامداری و خدمت او کوتاه بود ولی عرض آن زیاد بود و همین سبب است که پس از 24 سال از شهادت او طبق نظرسنجی ها مردم الگوی مدیریتی او را می ستایند و آن را بهترین می دانند. مردم در این انتخابات هم چون بوی رجائی و خدمت صادقانه رجایی را استشمام کردند، کسی را که او را الگوی خود می دانست به ریاست جمهوری انتخاب کردند و این امری است که مسئولیت احمدی نژاد و اطرافیان و همکارانش را بسیار سنگین می کند. اما با همه اینها باید گفت و ما ادریک الرجائی. مائیم و خاطره و عطر او که همچنان ابرهای ضخیم زمان را در می نوردد و ما را معطر می کند. سایت بازتاب در حرکتی بسیار ارزشمند خاطراتی از ایشان را درج کرده است که در اینجا و اینجا قابل دسترسی است. چند برگی از این خاطرات را با هم مرور می کنیم.

راه رجا بسته نیست گر چه رجائی برفت

 

«مواظب باش تو همان محمد سياه هستي

روزي كه حكم رياست‌جمهوري آقاي رجايي در محضر امام تنفيذ شد، ما طبق روال مستمري كه داشتيم، در منزل خواهر بزرگ ايشان، جلسه خانوادگي‌اي كه دايي‌ام آن را اداره مي‌كرد، داشتيم. در فيلم مراسم تنفيذ كه از تلويزيون پخش شد، وقتي حكم تنفيذ توسط يادگار امام خوانده مي‌شد، من به چهره آقاي رجايي نگاه كردم، ديدم خيلي در فكر فرو رفته است و آن رجايي هميشگي نيست. شب كه به جلسه آمد، پس از عرض تبريك اين مسئوليت به او گفتم: «دايي آن‌موقع كه امام صحبت مي‌كرد و حكم تو را مي‌خواندند، خيلي توي خودت بودي، كجا بودي و به چه فكر مي‌كردي؟ آقاي رجايي هميشه نبودي». گفت: «خوب حدس زده‌اي. من در همان موقع پيش خودم فكر مي‌كردم و به خودم مي‌گفتم كه حواست جمع باشد! هرچند دارند از طرف امام، حكم رئيس‌جمهوري تو را مي‌خوانند و امام، حكم رياست‌جمهوري تو را تنفيذ مي‌كند، ولي تو بايد بداني كه همان محمد سياه هستي». بعد ‌گفت: «من در همان حال كه حكم خوانده مي‌شد، به خدا مي‌گفتم: خدايا من همان محمد سياه هستم، تو به من كمك كن كه خودم را گم نكنم. تو به من قدرتي بده كه بتوانم به اين مردم عزيز، خدمت كنم و براي آنان كار كنم». ايشان تا اين حد و در چنين مواقع حساسي، مراقب نفس خود بود و در عين حال به خدا تكيه و توكل داشت. (محمود صديقي)»

«يك روز آقاي رجايي يكي از وزرايش را از مسئوليت انداخته بود. من به جرياني اشاره كردم و پرسيدم: «به اين علت ايشان را عوض كرديد؟». گفتند: «نه، موضوع ديگري بود». پرسيدم: «مي‌شود به من بگوييد، چرا ايشان عوض شده‌اند؟». گفت: «چرا نمي‌شود. اين آقا آمده و به من مي‌گويد، خانه من كه در نارمك سيصد متر است، كوچك است. چون مي‌‌خواهم محافظ خودم را هم جا بدهم. از من اجازه مي‌خواست يكي از خانه‌هاي بزرگ طاغوتي‌ها را كه مصادره شده، به او بفروشند يا به او بدهيم كه در آن زندگي كند تا زن و بچه‌اش كمتر در عذاب باشند. من هم به او گفتم: آقا جان، ما كه انقلاب نكرديم تا بياييم خانه‌هاي مردم را مصادره كنيم و بعد بياييم خودمان در آنها بنشينيم. ما آمده‌ايم مشكلات مردم را حل كنيم. اگر قرار باشد ما هم بياييم در اين خانه‌ها بنشينيم و زندگي كنيم، فراموش مي‌كنيم مردم ما چه مشكلاتي دارند. به خاطر اين ديدگاه، او را عوض كردم(یوسف صباغان)»

***

خبر ویژه:

*اخیرا نیروی انتظامی در تهران به فردی مشکوک می شوند و پس از بازرسی از او سلاح به دست می آید. پس از دستگیری و انتقال به بازداشتگاه در بازجویی ها مشخص می شود که از هواداران منافقین بوده و جهت اجرای عملیات به تهران آمده است. او اظهار کرده است که قصد داشته تا قاضی سعید مرتضوی، حداد عادل و عسگراولادی را ترور کند.

*دکتر رهبر رئیس فعلی سازمان مدیریت در اوایل دولت خاتمی معاون اقتصادی وزارت اطلاعات بوده است که به علت جدیت فوق العاده در مبارزه با مفاسد اقتصادی بر اثر فشارها از ان مسئولیت برکنار شده است. وی که استاد اقتصاد دانشگاه تهران نیز هست ابتدا قرار بود مسئولیت وزارت اقتصاد را بر عهده بگیرد ولی به علت این که بورس زیر نظر این وزارتخانه است و انتصاب وی به بورس شوک وارد می کرد، این مسئولیت به دانش جعفری واگذار شده است. برنامه اصلی رهبر سالم سازی و اصلاح سیستم اداری و دولتی کشور است.

 

  
نویسنده : ضدمنکرات۲ ; ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ شهریور ،۱۳۸٤


اوضاع عراق

با سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز. مطلبی که امروز می خواهم راجع به آن صحبت کنم، تحولات در عراق و عرصه سیاسی آن است. اخیرا پس از هفته ها جار و جنجال و بلوا مجمع ملی عراق قانون اساسی را تصویب کرد. چند مسئله در این زمینه مایه اختلاف بود: نام کشور، ارتباط قوانین کشور با اسلام، فدرالیسم، زبان و سرنوشت منطقه کرکوک.

سه نام برای عراق پیشنهاد می شد: سنی ها جمهوری عراق، کردها جمهوری فدرال عراق، شیعیان جمهوری اسلامی عراق یا جمهوری اسلامی فدرال عراق. در نهایت تصمیم بر این شد که نام همان جمهوری عراق باقی بماند.

شیعیان اسلامگرا که در مجمع ملی عراق در اکثریت هستند پیشنهادشان این بود که اسلام تنها منبع قانونگذاری در عراق باشد ولی شیعیان سکولار و سنی ها و به صورت خیلی جدی تر کردها اعتقاد داشتند که اسلام به عنوان یکی از منابع مطرح باشد که در نهایت با توجه به نظر اکثریت مردم و همین طور اکثریت شیعیان و اسلامگرایان، مخالفان مجبود به پذیرش این موضوع شدند که اسلام تنها منبع قانون گذاری باشد و همه قوانین باید با اسلام سازگار باشد.

عرب ها شامل سنی ها و شیعیان اعتقاد داشتند که زبان رسمی کشور باید عربی باشد و کردی صرفا در کردستان وجود داشته باشد ولی اکراد اصرار و پافشاری داشتند که زبان کردی هم باید زبان رسمی باشد که بالاخره کردها موفق شدند و عربی و کردی هر دو به عنوان زبان رسمی مطرح شد.

در مورد فدرالیسم کردها بر فدرالیسم کردستان تا سر حد استقلال اصرار می ورزیدند و اکثریت شیعیان شامل مجلس اعلا و حزب الدعوه نیز می گفتند اگر بنا باشد فدرالیسم وجود داشته باشد باید شامل همه باشد و فقط کردها فدرال نباشند. بیانات عبدالعزیز حکیم مبنی بر فدرالیسم 9 استان جنوبی و مرکزی عراق که اکثریت شیعه دارند، اصل مطالبات شیعیان است. اما کردها در موضعی غیر منطقی اصرار داشتند که فقط کردها باید فدرال باشند و نفت جنوب باید به همه کشور اختصاص یابد. این ادعا در حالی مطرح می شد که کردها می گویند نفت شمال و مخصوصا کرکوک صرفا متعلق به منطقه کردستان است نه کل عراق. سنی ها نیز چنین ادعایی دارند و می خواهند جلوی فدرالیسم در کل عراق را بگیرند. در نهایت راجع به این مسئله هنوز رسیدگی نشده است و برای آینده گذاشته شده است. به نظر می رسد با توجه به اکثریت مردم عراق که طبق نظرسنجی های مختلف موافق فدرالیسم کل عراق هستند در نهایت این مسئله این گونه به نتیجه برسد و کل عراق به سه منطقه فدرال شیعه، سنی و کرد تقسیم شود.

البته پیشنهاد دیگری که مطرح است این است که نفت کل عراق باید ملی باشد و توسط حکومت مرکزی و با توجه به جمعیت بین جمهوری های فدرال تقسیم شود که با مخالفت کردها و سنی ها به علت جمعیت کمشان روبرو می شود که نوعی زیاده خواهی است و سبب تشنج خواهد شد. البته با توجه به دیدگاه های مختلف این دیدگاه عادلانه ترین راه برای تقسیم منابع نفتی است و می تواند نظر سنی ها را به خود جلب کند و ائتلافی میان شیعیان و اهل سنت ایجاد نماید. دورنمای این مسئله کلا نشان می دهد که دیدگاه زیاده خواهانه و متجاوز کردها را منزوی خواهد شد.

در کلیت اوضاع عراق، متاسفانه دولت انتقالی عراق به سبب بی تجربگی دولتی ها و سنگ اندازی بعثی های سابق، گروه های افراطی و تروریستی سلفی سنی و از همه مهم تر امریکایی ها بسیار ناکارآمد ظاهر شده اند. برق مناطق مختلف ساعات بسیاری قطع است و قطع برق بیشتر از گذشته شده است. بنزین بسیار کم شده است و بازار سیاه شدیدی راجع به آن پدید آمده و تا 10 برابر قیمت دولتی خرید و فروش می شود. عملیاتهای تروریستی بیشتر به سمت شیعیان جهت گیری دارد و این امر سبب شده است تا شروع کار بازسازی شهرهای شیعه که محرومیت های بسیاری را در دوره صدام تحمل کرده اند، به تعویق بیفتد. سلفی ها و افغان العرب هایی که به بهانه مبارزه با امریکا وارد عراق شده اند فلش حملاتشان را به سمت شیعیان گرفته اند و تقریبا از امریکایی ها غافل شده اند. مثلا در شهر تلعفر ما بین موصل و مرز سوریه که در 60 کیلومتری مرز سوریه قرار دارد، تروریستهای سلفی که اکثرا از عربستان، اردن، یمن و سودان هستند اطلاعیه های تهدیدآمیزی علیه شیعیان صادر کرده اند و می خواهند شیعیان که نیمی از جمعیت این شهر 500هزار نفری را تشکیل می دهند، از شهر بیرون کنند و تا کنون چندین نفر از شیعیان را به شهادت رسانده اند. تا کنون 60 خانوار شیعه این شهر را به مقصد کربلا ترک کرده اند. نظامیان امریکایی نیز که در حومه شهر مستقرند با گونه ای رضایتمندی این مسائل را ملاحظه می کنند و کاری به کار تروریست ها ندارند و تروریستها هم کاری به آنها ندارند.

با توجه به اوضاع و احوال موجود آینده عراق تاریک می نماید و حداقل در همین وضع باقی خواهد ماند.

***

از این به بعد آدرس میل وبلاگ به kowsarblog@gmail.com تغيير پیدا کرده است. هر چند آدرس قبلی نیز همچنان فعال است ولی آدرس اصلی همین است.

در ضمن از این به بعد هر هفته حتی الامکان یک یا چند خبر ویژه و جالب را خدمتتان عرض می کنم.

خبر ویژه:

*شهید قاضی مقدس که اخیرا ترور شد، یکی از قضات بسیار فعال در زمینه مبارزه با مفاسد اقتصادی بوده است. این شهید برخورد بسیار قاطعانه ای نیز با مجرمان اقتصادی داشته است و زیر بار فشارها نمی رفته است. در برخی از پرونده های بسیار مهم و سرنوشت ساز که فشارهای بر او غیر قابل تحمل می شده است با دادن برخی از اطلاعات ثابت شده پرونده ها به روزنامه ها مخصوصا روزنامه کیهان فشارها را خنثی می کرده است. این مسئله یکی از احتمالات درباره ترور ایشان است.

* اخیرا یک کاروان ترانزیت مواد مخدر توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده اند که با استفاده از لوازم مربوط به UN (سازمان ملل) اقدام به قاچاق مواد مخدر می کرده اند. یکی از این افراد از اعضای سازمان ملل بوده و دیگری نیز اخراجی آنجا بوده است. از آنها یک دستگاه تویوتای UN و مقداری لوازم و اوراق با آرم سازمان ملل به دست آمده است.

  
نویسنده : ضدمنکرات۲ ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ شهریور ،۱۳۸٤